چهارشنبه 25 شهريور 1405
کانال سراج24 در ایتاکانال سراج24 در بله
۱۳۹۲/۰۲/۱۱ - ۱۰:۵۹
گزارش ویژه/

چالش آمریکا در آفریقا/ نفوذ راهبردی ایران در قاره سیاه

دولت ایران نشان داده است که تلقی خود به عنوان یک قدرت «فرامنطقه‌ای» دیگر اغراق نیست بلکه به شدت اهداف آمریکا را در آفریقا به چالش می‌کشد.

چالش آمریکا در آفریقا/ نفوذ راهبردی ایران در قاره سیاه

به گزارش سراج24 یک اندیشکده آمریکایی بر این باور است که اهداف جمهوری اسلامی ایران شاید فراتر از آن باشند که سیاست‌گذاران غربی تصور می‌کنند. دولت ایران نشان داده است که تلقی خود به عنوان یک قدرت «فرامنطقه‌ای» دیگر اغراق نیست بلکه به شدت اهداف آمریکا را در آفریقا به چالش می‌کشد.

اندیشکده «امریکن انترپرایز» در گزارشی به قلم «مایکل روبین» با اشاره به مطلب فوق عنوان کرد: محمود احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور ایران در مقایسه با رؤسای جمهوری اخیر آمریکا که در ده سال گذشته تنها سه بار از کشورهای جنوب صحرای آفریقا دیدن کرده‌اند، حداقل سالی یک بار به آفریقا سفر کرده است که در این میان وزیران کلیدی ایران حتی بیشتر از او به این قاره سفر کرده‌اند. استراتژی ایران در قبال آفریقا سه‌جانبه است. 

اول اینکه تهران به کشورهایی که در سازمان‌های مهم بین‌المللی مانند شورای امنیت سازمان ملل و شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی حق رای داشته و همچنین کشورهای آفریقایی فعال در جنبش عدم‌تعهد و اتحادیه آفریقا، دسترسی پیدا می‌کند.

دوم اینکه به نظر می‌رسد مقامات ایرانی دسترسی و کمک به کشورهای آفریقایی را که اورانیوم استخراج کرده یا به دنبال آن هستند، در اولویت قرار می‌دهند؛ و سوم اینکه مقامات ارشد ایران درصدد تقویت مشارکت با کشورهای ساحلی هستند که می‌توانند دسترسی نیروی دریایی ایران به پایگاه‌های استراتژیک را میسر سازند.

آمریکا به دنبال بهبود روابط با ایران است

جمهوری اسلامی ایران و اهداف هسته‌ای آن در مرکز توجه دیپلماتیک آمریکا باقی می‌ماند. کمک به ایران بحث اصلی اولین مصاحبه تلویزیونی باراک اوباما به عنوان رئیس‌جمهور در سال 2009 بود. تمایل دولت اوباما به برقراری ارتباط دوستانه (با ایران) در دور دوم ریاست‌جمهوری او ادامه دارد. به عنوان مثال جو بایدن، معاون رئیس جمهور آمریکا با صحبت در همایش امنیتی مونیخ در 2 فوریه سال 2013 پیشنهاد مذاکرات دوجانبه و مستقیم با ایران را مطرح کرد. نگرانی سیاسی در مورد ایران همچنین بخش قابل‌توجهی از منابع نظامی آمریکا را به خود اختصاص داده است. حتی با وجود کاهش شمار ناوهای هواپیمابر در نیروی دریایی آمریکا به 10 فروند – از 12 فروند در سال 2007 –، پنتاگون کماکان خود را متعهد می‌داند که یک گروه آماده برای حمله از ناوهای هواپیمابر در خلیج فارس، عمدتاً به دلیل ایران مستقر بماند. پیش از عملیات سپر صحرا در سال 1990، آمریکا در مجموع هیچ گونه ناو هواپیمابری را در خلیج فارس مستقر نکرده بود.


نکات کلیدی این گزارش عبارتند از:

· ایران برای کمک‌رسانی و استفاده از قدرت نرم در عوض منافع دیپلماتیک و استفاده از آفریقا به عنوان سرپوشی بر اهداف نظامی یا هسته‌ای، با کشورهای آفریقایی ارتباط برقرار می‌کند.
· استراتژی ایران در قبال آفریقا، جلب رضایت کشورهای آفریقایی است که در سازمان‌های مهم بین‌المللی حق رای دارند، در اولویت قرار دادن کمک به کشورهای آفریقایی است که اورانیوم استخراج می‌کنند و تقویت مشارکت‌هایی است که می‌تواند دسترسی ایران به پایگاه‌های استراتژیک دریایی ممکن کند.
· کمک دیپلماتیک ایران به کشورهای آفریقایی اهداف آمریکا را در آفریقا و آب‌های اطراف آن به طور فزاینده‌ای به چالش می‌کشد.

ایران آفریقا را بستری مناسب برای افزایش نفوذ خود می‌داند

با این حال، استراتژی ایران فراتر از تصور سیاست‌گذاران در مورد برنامه هسته‌ای و فعالیت‌های آن در خاورمیانه یا شاید آمریکای لاتین است. کارشناسان جنگی آمریکا ممکن است ایران را به عنوان یک «قدرت منطقه‌ای» تلقی کنند اما در سال‌های اخیر، مقامات ایرانی جمهوری اسلامی را «قدرتی فرامنطقه‌ای» توصیف کرده‌اند. به نظر آن‌ها، ایران کشوری محوری بوده که قادر است نه تنها در خاورمیانه بلکه در جنوب آسیا و نه تنها در خلیج فارس بلکه در اقیانوس هند نیز تأثیرگذار باشد.

بااین‌وجود، اهداف دیپلماتیک تهران ممکن است از این نیز فراتر باشند: ایران به نظر می‌رسد به شدت آفریقا را بستری مستعد برای افزایش نفوذ خود در نظر می‌گیرد. دسترسی و کمک‌رسانی ایران شکل‌های مختلفی به خود می‌گیرد و در جهت اهداف ویژه‌ای که برخی دیپلماتیک و برخی دیگر نظامی هستند، صورت می‌پذیرد.

آفریقا؛ اولویت ایران

با توجه به نادیده گرفته شدن زیاد آفریقا از طرف دولت‌های آمریکا و اروپا به طور مرتب، از نظر تهران، بسیاری از 54 کشور آفریقایی برای نفوذ سهل‌الوصول هستند. در مقایسه با رؤسای جمهوری اخیر آمریکا که از چند کشور آفریقایی در سال‌های 2003 تا 2012 سه بار دیدن کردند، رئیس‌جمهور ایران حداقل سالانه یک بار به آفریقا سفر می‌کند، درحالی‌که دیگر وزرای ایران حتی بیشتر به این منطقه سفر می‌کنند.

علی اکبر صالحی، وزیر امور خارجه ایران در آخرین سفر خود به آفریقا در ژانویه 2013، از بنین، غنا و بورکینافاسو دیدن کرد و با بازدید از اتیوپی و شرکت در نشست سالانه اتحادیه آفریقا، به سفر خود پایان داد. با سخنرانی در 7 ژانویه سال 2013 در غنا، آفریقا را اولویت ایران معرفی کرد. سخن صالحی خالی از معنا نیست؛ سفر او مکمل پنج سال تلاش، برنامه‌ریزی و همکاری ایران است.

استراتژی سه‌جانبه دیپلماتیک ایران در قبال آفریقا 

در طول این مدت، استراتژی دیپلماتیک ایران در قبال آفریقا سه‌جانبه بوده است. اول اینکه، تهران از طریق کمک‌های اضافی با کشورهایی که در سازمان‌های مهم بین‌المللی مانند اعضا غیردائم شورای امنیت سازمان ملل متحد یا اعضای دوره‌ای شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی حق رای دارند، رابطه برقرار کرده است. دیگر اهداف ایران از بخشش (کمک به آفریقا) ، کمک گرفتن از کشورهای آفریقایی فعال در جنبش عدم‌تعهد و اتحادیه آفریقا بوده است.

دوم اینکه به نظر می‌رسد مقامات ایرانی در بحث فراتر از مبادلات دیپلماتیکی، کمک به کشورهای آفریقایی که اورانیوم استخراج میکنند یا در جستجوی آن هستند، در اولویت قرار می‌دهد. آخر اینکه مقامات ارشد ایران تلاش کرده‌اند تا مشارکت‌ها (با کشورهایی) که می‌توانند دسترسی ایران را به پایگاه‌ها استراتژیک فراهم آورند،تقویت کنند.

به دنبال حمایت دیپلماتیک

شورای امنیت سازمان ملل و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی معمولا از آفریقا نماینده دارند. توگو و روآندا درحال‌حاضر اعضای غیردائم شورای امنیت سازمان ملل هستند (بین سال‌های 2010 و 2011، گابون و نیجریه چنین موقعیتی داشتند) . آفریقای جنوبی در سال‌های 2007 و 2008 و دوباره در سال 2010 و 2011 با اوگاندا در این فاصله، در شورای امنیت کرسی داشت. نیجریه، آفریقای جنوبی و تانزانیا نیز در شورای حکام آژانس کار می‌کنند و در سال‌های اخیر نیجر و کنیا نیز چنین موقعیتی داشته‌اند. کشورهای نام‌برده شده اکثرا با  تاکید ایران روی کمک به آفریقا مطابقت دارند.

روابط تهران با کشورهای آفریقایی بسیار دوستانه شده است

دیپلمات‌های ایرانی سال‌های طولانی است که سعی در برقراری روابط با آفریقای جنوبی دارند. مخالفت جمهوری اسلامی با تبعیض نژادی پس از تجدید روابط دیپلماتیک در سال 1994 زمینه‌ساز روابط دوستانه شد.

تأمین نفت آفریقای جنوبی از طرف ایران باعث تقویت روابط اقتصادی میان این دو کشور شده است. بااین‌وجود، برای تهران تجارت تنها عامل تمایل ایران به برقراری روابط دوستانه با آفریقای جنوبی نیست.

در بخش تفسیر روزنامه تهران‌تایمز چنین توضیح داده شده است: «آفریقای جنوبی عضو کلیدی جنبش عدم تعهد محسوب می‌شود. این جنبش متشکل از کشورهای در حال توسعه است که با فشارهای علیه تهران برای توقف غنی‌سازی اورانیوم مخالفت کرده‌اند.»

تلاش‌های ایران برای برقراری ارتباط با آفریقای جنوبی در جهت جلب حمایت این کشور در شورای امنیت و شورای حکام آژانس سودآور بوده است. با وجود گزارش آژانس در فوریه سال 2008 مبنی بر ادامه غنی‌سازی اورانیوم، نقض توافقنامه پادمان و دو قطعنامه شورای امنیت از طرف جمهوری اسلامی، دولت آفریقای جنوبی با استفاده از موقعیت خود در شورای امنیت با افزایش تحریم‌ها علیه ایران مخالفت کرد.

حمایت از ایران به سود آفریقاست

حمایت آفریقای جنوبی از ایران واقعی باشد یا نه، به سود آفریقا است. درحالی‌که جامعه بین‌المللی درصدد اعمال فشار بر فروش ایران و در نتیجه درآمد جمهوری اسلامی است، آفریقای جنوبی از همکاری سرباز زد. در سال 2010 نفت خام ایران، 25% از نفت خام آفریقای جنوبی را تأمین کرد که بیشتر آن با تخفیف در قیمت‌ها همراه بوده است.

به تازگی، در لحظه آخر آفریقای جنوبی قطعنامه آژانس مبنی بر انتقاد از ایران برای عدم رعایت قطعنامه‌های شورای امنیت را خراب کرد. مقامات آفریقای جنوبی به شکل‌های دیگر برای جمهوری اسلامی مفید بوده‌اند، از جمله اینکه وزارت خزانه‌داری آمریکا، شرکت تلفن همراه ام‌تی‌ان آفریقای جنوبی را به کمک کردن به ایران برای دور زدن تحریم‌ها در جهت وارد کردن فن‌آوری آمریکا متهم کرده است. آفریقای جنوبی تنها نیست. پس از اینکه توگو نیت خود را مبنی بر داشتن کرسی در شورای امنیت سازمان ملل اعلام کرد، کمک تهران به این کشور کوچک غرب آفریقا افزایش یافت.

روابط رو به پیشرفت ایران و توگو

در سپتامبر سال 2010، محمود احمدی‌نژاد با الیوت اوهین، وزیر امور خارجه توگو دیدار و گفت‌وگو کرد. احمدی‌نژاد اظهار داشت: «همکاری گسترده و عمیق میان ایران و آفریقا راهی طولانی برای اصلاح روابط بین‌المللی و تعادل منطقه‌ای در پیش رو دارد.»

منوچهر متکی، وزیر امور خارجه وقت ایران، ماه بعد دیدار دیگری از این کشور کرد. چهارده ماه بعد در ژانویه سال 2012، علی‌اکبر صالحی، جانشین متکی با اوهین در هجدهمین نشست اتحادیه آفریقا دیدار به عمل آورد و قول داد که جمهوری اسلامی به توگو برای پیشرفت کمک خواهد کرد.

در واقع، بعد از دیدارهای پی‌درپی از طرف هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه وقت آمریکا و همتای ایرانی او، برای حزب مخالف توگویی این سؤال بود که چگونه دو قدرت درصدد همکاری با کشوری هستند که اغلب از طرف کشورهای قدرتمند نادیده گرفته می‌شود. این امر نشان‌دهنده اهمیت رویکرد ایران بود حتی اگر تنها به این دلیل باشد که باعث شده کشورهای بزرگ‌تر توگو را مورد توجه قرار دهند.

با این حال، بار دیگر به نظر می‌رسد کمک ایران با شرایط خاصی صورت گرفته است. زمانی که مقامات یمنی ایران را به حمایت از حوثی‌ها (اقلیتی شیعه مبارز که شورش‌ها و قیام‌های ضددولتی در شمال یمن برپا می‌کنند) متهم کردند، ایران این اتهام را رد کرد. مقامات ایرانی اعلام کردند این کشتی توقیف شده برای حمل تسلیحات در واقع توگویی بوده است.

الگویی مشابه برای گابون اعمال شد. اندکی پیش از حضور گابون در شورای امنیت، برای ایران همکاری با این کشور مهم شد. در ماه می 2009، وزیر فرهنگ گابون با دردست داشتن فهرست بلندبالایی از پروژه‌هایی که ایران می‌توانست روی آن‌ها سرمایه‌گذاری کند، از تهران دیدن کرد.

یک ماه بعد، پائول تونگو، وزیر سابق امور خارجه از تهران دیدن کرد و در آنجا توافق‌نامه‌هایی را مبنی بر گسترش و تسهیل تجارت با ایران امضا کرد. اوایل سال بعد، علی بن بانگو اوندیمبا، رئیس‌جمهور گابون با متکی در حاشیه کنفرانس اتحادیه آفریقا ملاقات کرد. متکی تصریح کرد که ایران به گسترش روابط اقتصادی و سیاسی با گابون تمایل دارد. دو ماه بعد، با استفاده از کرسی خود در شورای امنیت از برنامه هسته‌ای ایران حمایت کرد.

فعالیت‌های گوناگون ایران در نیجریه

نقش نیجریه هم در شورای امنیت و هم در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به تلاش برای دسترسی ایران به این کشور تعبیر شده است. نیجریه شاید نفت‌خیز باشد اما به دلیل ناکارآمدی اقتصادی، اکثر مردم آن در فقر به سر می‌برند و به همین دلیل از هرگونه سرمایه‌گذاری خارجی برای ایجاد اشتغال استقبال می‌کند.

به جای تأمین نفت – اولویت استراتژی ایران برای کمک به کشورهایی که تهران به حمایت آن‌ها نیاز دارد – تهران پیشنهاد ساخت خودرو ایرانی را مطرح کرد که باعث می‌شد مردم نیجریه با کار کردن در خطوط تولید از فقر بیرون‌آمده و شاید عوامل ایرانی نیز بتوانند در این منطقه فعالیت کنند.

مهندسان ایرانی همچنین با کمک به نیجریه برای گسترش تولید خود، تخصص مهندسی ایرانی را در جهت تلاش‌های نیجریه برای استخراج گاز از دریا، قرض دادند. به دنبال سفری به نیجریه، صالحی افزایش مراودات تجاری با کاهش عوارض و افزایش مبادلات را وعده داد.

دولت تهران در سرمایه‌گذاری در نیجریه هیچ تعللی از خود نشان نداد. با این وجود، همچون توگو و گابون همچنین به نظر می‌رسد حضور ایران در این منطقه بدتر بوده است. ضبط تسلیحات در بندر لاگوس در سال 2010، سیاست ایران را برای استفاده از شرکای آفریقایی خود در راستای اهداف استراتژیک برملا کرد.

با احضار شدن از طرف وزیر امور خارجه نیجریه پس از ضبط محموله تسلیحاتی به وسیله گمرک نیجریه، سفیر ایرانی احضار داشت که این محموله به عنوان بخشی از توافق قبلی برای گامبیا بوده است. هنگامی که دولت نیجریه دلیل آن را جویا شد، مقامات ایرانی گفتند این کانتینرها حاوی مواد ساختمانی است و سفیر ایران با بی‌اهمیت دانستن این پرسش، در عوض شرکت خصوصی کشتیرانی را مورد انتقاد قرار داد. در همان سال، وزارت خزانه‌داری آمریکا در مورد خطر استفاده از مدارک جعلی در عملیات خطوط کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران – که پیش از این تحریم شده بودند – هشدار داد.

تلاش ایران برای دستیابی به منابع جایگزین اورانیوم شاید ایران را به آفریقا سوق دهد

به دنبال اورانیوم

عامل دیگر در تمایل هسته‌ای ایران شاید مربوط به گسترش برنامه هسته‌ای این کشو باشد. ایران اعلام کرده است به 16 راکتور هسته‌ای برای اهداف غیرنظامی نیاز دارد. اگر ایران چنین شبکه‌ای بسازد، ذخایر محدود اورانیوم خود را در عرض ده سال تمام خواهد کرد. گذشته از انگیزه هسته‌ای ایران، دو موضوع کاملاً مشخص است: ایران در حال حاضر هیچ تمایلی به توقف برنامه هسته‌ای خو ندارد و همچنین هرگز امنیت واقعی برای انرژی نخواهد داشت. تلاش این کشور برای دستیابی به منابع جایگزین اورانیوم شاید ایران را باز به آفریقا سوق دهد.

تعدادی از کشورهای آفریقایی اورانیوم استخراج می‌کنند: نامبیا و نیجر صادرکنندگان عمده اورانیوم به شمار می‌روند. مالاوی و گابون معادن فعال اورانیوم در اختیار دارند. آفریقای جنوبی مقداری اورانیوم را به عنوان فرآورده جانبی استخراج طلا تولید می‌کند و این کندوکاو در سرتاسر قاره آفریقا ادامه دارد. ذخایر اورانیوم در توگو، گینه، جمهوری مرکزی آفریقا، جمهوری دموکراتیک کونگو، اوگاندا و زیمباوه را می‌توان دید. ایران قصد دارد با بسیاری از این کشورها رابطه برقرار کرده و از حمایت آن‌ها برخوردار شود.

در نتیجه، در آوریل سال 2010، وب‌سایت سانتریفیوژ-پرس آنلاین، سایت اینترنتی جمهوری مرکزی آفریقا وابسته به آنگه-فلیکس پاتاسه، رئیس‌جمهور خلع‌شده این کشور پیشنهاد داد که آنتونی گامبی، وزیر امور خارجه وقت به تهران سفر کرده تا در مورد خرید کیک زرد آفریقای جنوبی از طرف ایران، مذاکره کند.

درحالی‌که پاتاسه در مورد مردی که او را طی یک کودتا خلع کرد، مشکوک بوده و به همین دلیل انگیزه دارد، گمانه‌زنی‌ها او مبنی بر احتمال قاچاق اورانیوم در محور بانگویی-کاراکاس- تهران-پیونوگ‌یانگ ممکن است باعث تنش شود.

از لحاظ نظری، درحالی‌که مقررات بین‌المللی کشورهای آفریقایی را از صادر کردن غیرشفاف اورانیوم منع می‌کند، واقعیت این است که زیرساخت ضعیف و فساد می‌تواند باعث پدید آمدن تجارت غیرقانونی شود. برای مثال در سال 2007 مقامات کونگو، فرتونات لومو، رئیس مرکز انرژی اتمی را در پی تحقیق در مورد گم‌شدن اورانیوم بازداشت کردند.

درحالی‌که مقامات ایرانی طی ده سال گذشته به ندرت از کشور گینه در غرب آفریقا دیدن می‌کردند، از زمان کشف ذخایر اورانیوم در سال 2007 که از لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه هستند، تهران به کوناکری تمایل بیشتری نشان داده است.

در سال 2010، متکی افزایش 140% مبادلات میان ایران و گینه را اعلام کرد که در این میان بخش معدن بیشترین سهم را داشت. کمک‌های اخیر ایران به گامبیا، مالاوی، نامیبیا و اوگاندا نیز با کشف اورانیوم در این کشورها همراه بوده است. برای مثال در ژانویه سال 2008، یحیی جامه، رئیس جمهور گامبیا کشف اورانیوم را اعلام کرد.

درحالی‌که احمدی‌نژاد در سال 2006 برای اجلاس اتحادیه آفریقا از بانجول دیدن کرد، برای افزایش مذاکرات با جامه سال بعد دوباره به این کشور سفر کرد.


اوگاندا در سال 2004 از کشف اورانیوم خبر داد. درحالی‌که روابط تجاری میان ایران و اوگاندا در دوره‌های ریاست‌جمهوری علی‌اکبر رفسنجانی (97-1989) و محمد خاتمی (2005-1997) صورت نمی‌گرفت، در سال‌های بعد این مسئله تغییر کرد.

یوری موسونی، رئیس جمهور اوگاندا در سفر خود به تهران در سال 2009 نه تنها با همتای ایرانی خود ملاقات، بلکه با وزیر معدن این شکور نیز دیدار کرد. روزنامه دیلی مانیتور واقع در کامپالا گزارش داد «به احتمال زیاد بحث چشم‌اندازهای بهره‌برداری از منابع اورانیوم اوگاندا در صحبت‌های این دو رئیس‌جمهور که آقای موسونی بارها به آن اشاره کرده، تنها برای تولید انرژی صورت می‌گیرد.»

در جستجوی پایگاه‌های استراتژیک

سومین هدف ایران از دسترسی به آفریقا ساخت به اصطلاح «مجموعه مروارید» است – یعنی، نه تنها پایگاه‌هایی واقعی که می‌تواند ایران را به حمایت لجستیک مجهز کرده و کمک به گسترش دسترسی نیروی دریایی این کشور کند، بلکه می‌تواند به کشورهای محوری تکیه کند که پیشرفت اهداف استراتژیک ایدئولوژیک آن را میسر می‌کنند (نقشی که ونزوئلا برای ایران در آمریکای جنوبی ایفا می‌کند) .

اول اینکه مقامات ایرانی با سنگال رابطه برقرار کردند. هیچ نشانه‌ای مبنی بر مذاکره این دو کشور به طور علنی در مورد پایگاه‌های رسمی وجود ندارد، اما جمهوری اسلامی با سنگال در مقایسه با دیگر کشورهای آفریقایی رابطه دوستانه‌تری را گسترش داد. عبدالله وید، رئیس جمهور سنگال بین سال‌های 2000 تا 2012 بارها نه تنها با احمدی‌نژاد بلکه با آیت‌الله علی خامنه‌ای، مقام معظم رهبری دیدار کرد. وزیران امور خارجه و دفاع سنگال نیز با همتایان ایرانی خود دیدار کردند. مقامات عالی ایران نیز با آن‌ها در کشورشان دیدار کردند.

روابط ایران و سنگال

دولت سنگال به نظر می‌رسید به گرفتن منافع در پی ارتباط با ایران علاقه‌مند است. روزنامه رسمی دولت پس از اولین سفر وید به تهران، این‌گونه نوشت «انرژی، در جستجوی نفت، صنعت: سنگال از راه‌حل‌های ایران سود می‌برد» .

پس از سفر ایران به این کشور، وید اعلام کرد که ایران پالایشگاه نفت، کارخانه موادشیمیایی و کارخانه خط تولید خودرو به ارزش 80 میلیون دلار در کشور غربی آفریقا خواهد ساخت. چند هفته بعد، ساموئل سار، وزیر انرژی سنگال به تهران سفر کرد و وعده داد که ایران نفت یک سال سنگال را تأمین خواهد کرد و 34 درصد از سهام خود را در پالایشگاه نفت سنگال خواهد فروخت.

چنین کمکی ممکن بود در صورت نبود شرایط خاص انجام نگیرد. در 25 نوامبر سال 2007، در طول سومین نشست کمیسیون اقتصادی مشترک ایران-سنگال، وید برنامه هسته‌ای ایران را تایید کرد. سفر وید به ایران در سال بعد این زمینه را ایجاد کرد که مقام معظم رهبری اعلام کند گسترش اتحاد میان کشورهای اسلامی مانند سنگال و ایران می‌تواند باعث تضعیف "قدرت‌های بزرگ" مانند آمریکا گردد.

قطع موقتی روابط میان دو کشور 

در 27 ژانویه سال 2008، یک هفته پس از اعلام وزیر امور خارجه وقت سنگال، شیخ تیدیان گادیو مبنی بر سفر او به تهران، بسیا دیوپ، وزیردفاع وقت با همتای ایرانی خود برای مذاکره بر سر گسترش روابط دفاعی دوجانبه میان دو کشور، ملاقات کرد. درحالی‌که دریادار حبیب‌الله سیاری، فرمانده نیروی دریایی ایران اغراق می‌کند – حداقل از لحاظ نمادینی – سنگال می‌توانست به وعده خود برای ایجاد پایگاه دریایی برای ایران در اقیانوس اطلس عمل کند.

جمهوری اسلامی از هر کشور آفریقایی که از غرب ناامید است، استقبال می‌کند

با این وجود، زمانی که مقامات سنگالی ایران را به قاچاق اسلحه برای شورشیان در منطقه ناآرام کازامانس متهم کردند، روابط دوجانبه میان این دو کشور در سال 2011 دچار به شدت کمرنگ شد. گذشته از این، قطع روابط میان این دو کشور موقتی بود. اگرچه استقبال گرم از ایران تحت ریاست‌جمهوری جانشین وید، ماکی سال اصلا روشن نیست، تهران و داکار روابط دوجانبه خود را از سر گرفتند.

درحالی‌که روابط ایران با سنگال در حالت سکون قرار داشت، ایران با سودان به نتایج جدیدی دست یافته بود. جمهوری اسلامی از هر کشور آفریقایی که از غرب ناامید است، استقبال می‌کند. درگذشته، این موضوع پایه روابط میان ایران و زیمباوه رابرت موگابی بود (که در سال‌های اخیر این کشور هم به تولیدکننده اورانیوم تبدیل شده است) مقامات ایرانی ظاهرا سودان را نیز مستعد ایجاد رابطه دیده‌اند.

دولت‌های اروپایی و آمریکا قصد داشته‌اند سودان را به دلیل نقش داشتن در کشتار دارفور تنها بگذارند؛ در مارس سال 2009، دادگاه بین‌المللی جنایی ادعانامه‌ای را مبنی بر متهم بودن عمر البشیر، رئیس‌جمهور سودان ابلاغ کرد. با تشدید اعمال تحریم‌ها بر خارطوم از طرف جامعه بین‌المللی، احمدی‌نژاد با سفر به این کشور پیش و پس از متهم شدن بشیر، از وی استقبال کرد. وزیر دفاع ایران به خارطوم سفر کرده و این کشور آفریقایی را «نقطه اتکا» سیاست‌های جمهوری اسلامی در قبال آفریقا خواند.

از زمان ناآرامی در سوریه مقامات ایرانی همکاری نظامی را با سودان افزایش داده‌اند

در واقع، از زمان ناآرامی‌ها در حکومت سوریه – از سال 1979 تنها متحد وفادار ایران – مقامات ایرانی همکاری نظامی را با سودان افزایش داده‌اند. با دو برابر شدن کشتی‌های نیروی دریایی ایران در اواخر سال 2012، این کشتی‌ها در بندر سودان در دریای سرخ توقف کردند. درحالی‌که مقامات سودانی هرگونه پیمان نظامی را میان تهران و خارطوم انکار می‌کنند، گمانه‌زنی‌های فراوانی مبنی بر حمله هوایی اسرائیل به سودان برای هدف قرار دادن تسلیحات ایران شنیده می‌شود.

مقامات ایرانی شایعات پیرامون ایجاد پایگاه‌هایی از طرف جمهوری اسلامی در سواحل اریتره در دریای سرخ را رد کردند. اریتره کشوری است که برنامه هسته‌ای ایران را تایید کرده و به شدت از روابط تحت فشار با غرب به خاطر پرونده نقض حقوق بشر خود، ضربه دیده است.

(بر اساس گزارش گزارشگران بدون مرز، اریتره تنها کشوری است که از لحاظ آزادی مطبوعات، پایین‌تر از کره شمالی است) اگرچه مقامات ایرانی در عملیات‌های خود اغراق می‌کنند، ایران حضور خود را در مناطق آبی به عنوان بخشی از برنامه عملیاتی علیه دزدان دریایی توصیف می‌کند.

نتیجه‌گیری

اگرچه سوءظن‌ها در مورد اهداف ایران مشخص نیست، بدون شک ایران برای دسترسی و کمک به آفریقا مصمم به نظر می‌رسد. در بهترین حالت، تهران در عوض اهداف دیپلماتیک، کمک کرده و از قدرت نرم استفاده می‌کند.

در بدترین حالت، برخی افراد در جمهوری اسلامی از آفریقا برای سرپوشی بر اهداف نظامی یا هسته‌ای استفاده می‌کنند. در هر حالت، دولت ایران نشان داده است که تلقی خود به عنوان یک قدرت «فرامنطقه‌ای» دیگر اغراق نیست بلکه به شدت اهداف آمریکا را در آفریقا به چالش می‌کشد.

منبع: پایگاه خبری اشراف

اشتراک گذاری
نظرات کاربران
capcha
هفته نامه الکترونیکی
هفته‌نامه الکترونیکی سراج۲۴ - شماره ۳۲۴